حذف عشق

Posted On اکتبر 16, 2007

دسته‌بندی شده در شعر من

دیدگاه‌های گذاشته شده يك پاسخ بگذاريد

ما عشق را حذف کردیم 

 از نزاع لحظه ها خسته شدیم 

از همان جاده ها که او گذشت

ما هم سنگین گذشتیم 

چیزی نگفتیم،فقط سالخورده

جسممان خلید وبیچاره روحمان نالید  

حرفی نزدیم …..حرفی نزدیم

تنها در سایه دلقکان عاشق در خفا پژمردیم  

ما عشق را حذف کردیم

وقتی که شکسته شدیم 

وقتی که اوهام ما در آب فرو ریخت 

وبی صدا خالی شدیم،…….

خالی شدیم شکلی از درد شدیم     

 طرحی از بغض 

ما عشق را حذف کردیم 

وقتی که در باور ما هیچ یک بیدهای جهان مجنون نماندند 

وقتی که پیراهن خیالمان از هم دریده شد

وبی صدا  گریستیم…….. گریستیم 

سراپا وجودمان چشم شد  

نقشی از تمام آبهای راکد شدیم 

وکبوتران بهانه گیر شهر هم  

تا پگاه با ما گریستند … گریستند                                                 

نیلوفر یزدان پناه 

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.