حذف عشق
ما عشق را حذف کردیم
از نزاع لحظه ها خسته شدیم
از همان جاده ها که او گذشت
ما هم سنگین گذشتیم
چیزی نگفتیم،فقط سالخورده
جسممان خلید وبیچاره روحمان نالید
حرفی نزدیم …..حرفی نزدیم
تنها در سایه دلقکان عاشق در خفا پژمردیم
ما عشق را حذف کردیم
وقتی که شکسته شدیم
وقتی که اوهام ما در آب فرو ریخت
وبی صدا خالی شدیم،…….
خالی شدیم شکلی از درد شدیم
طرحی از بغض
ما عشق را حذف کردیم
وقتی که در باور ما هیچ یک بیدهای جهان مجنون نماندند
وقتی که پیراهن خیالمان از هم دریده شد
وبی صدا گریستیم…….. گریستیم
سراپا وجودمان چشم شد
نقشی از تمام آبهای راکد شدیم
وکبوتران بهانه گیر شهر هم
تا پگاه با ما گریستند … گریستند
نیلوفر یزدان پناه
اکتبر 16, 2007