اعترافی برای همسرم……..

Posted On اکتبر 19, 2007

دسته‌بندی شده در شعر من

دیدگاه‌های گذاشته شده يك پاسخ بگذاريد

      

 همین دیروز بود؟

 نه ،مطمئن نیستم! 

درک گنگ ومبهم همیشگی از زمان اکنون چه هجو است .

 شاید امروز باز مطمئن نیستم  یا آنروز سالها پیش 

جفت نگاهم به تو زل زده بود وتو مثل کبوتری درچنگ  خیس ،

هی پر پر زدی هفت شب باران باریده بود

 پر

 پر 

 پر

 من، پر…………

تو، پر.

  کلاغ پر. 

 گنجشک پر.

  عقاب پر.

  خواب پر ……

.دیگر خوابم نبرد….تو مرا بردی 

 من که بالم شکست…

برای امشب بس است

  گرسنه نیستی؟      تشنه؟ 

 اخراجی شمارۀ پرت سرنوشت! 

 روی سرت تلنبار میکنم پیچک ها را  زندانی من!

  می خواهم پنهان کنم تو را  از چشم مردم در قلب خویش   ونیلوفرانه به پیچم به دور تو. 

 حسودم من؟ 

تنت خیس…………..

 تنت پر 

 بوی گل سرخ می دهی  راستش را بگو پیچک پوش من زندانی نیلوفری!  

     تا بحال چند بار عاشق شده ای؟  

کور شود چشم مجنون که نتواند دید! 

 صمیمی بگویمت: بیا امشب اعتراف کنیم ،چند بار عاشق شده ایم 

 من گوش باد راگرفته ام ، صمم بکم. 

 پنجره را باز نمی کند که بشنود ،نمی شنود،  باران تک می زند.

……………….کسی خانه نیست،  باران !نزن ، نزن،  کسی خانه نیست.

…………..هیس  هی سسسسسسس .

  ما که خانه ایم،  

فقط امشب را می خواهیم برای اعتراف کردن   تا ماه از پشت ابرها بیرون نیامده. 

            نیلوفر یزدان پناه.  پائیز 86

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.